محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

880

آثار عجم ( فارسى )

- ديگر ، جناب ميرزا حسن على ، ولد سعادتمند جناب ميرزا على اكبر مستوفى « 1 » ، ابن حاجى ميرزا فتح اللّه كه سابقا نامشان ، در ذيل باغ حبيب‌آباد مرقوم افتاد . ميرزا حسن على مذكور را ، طبعى است سليم و ذوقى مستقيم ؛ جوانى است عيّاش [ و ] شاعرى قلّاش ؛ « رونق » تخلّص مىنمايد و شعر نيكو مىسرايد ؛ اين اشعار از اوست : چو ترك چشم سياه تو عزم عربده كرد * هزار خون به دل عاشقان غمزده كرد نشاط نشئهء چشمت چو ديد زاهد شهر * بساط صومعه را وقف اصل ميكده كرد به ترك چشم تو نازم كه دى به رغم رقيب * نمود كارى و الحق به طرز و قاعده كرد قرار عهد مودّت نهاد و رسم سلوك * چو بيقرارى قلب مرا مشاهده كرد [ 535 f ] ياورهاى توپخانه : حاجى اعزاز خان و امان اللّه خان . سلطانهاى توپخانه : محمّد خان و چند نفر ديگر . نايبان توپخانه : نوّاب مرتضى قلى خان « 2 » ، از شاهزادگان شيراز است و بين الاكفاء ، سرافراز . - ديگر ، ميرزا محمود ، ابن ميرزا هدايت اللّه . - ديگر ، فرج اللّه بيگ . وكيل‌باشى : رضا قلى خان ، شخصى است باشعور و به كاردانى مشهور . وكيل : بيست نفر . توپچى : يكصد و چهل نفر . قورخانهء مباركه : محلّ ذخائر و تداركات لشكرى است ؛ رييس آن ، معتمد السّلطان ، ميرزا محمود خان سرتيپ و مترجم است كه شرح احوالش بيايد . سررشته‌دار قورخانه : جناب ميرزا محمّد على است كه در ذكر بقعهء حضرت سيد علاء الدّين حسين ، نامش مرقوم شد . تحويلدار : حاجى آقا بيك نامى است كه رئيس معزّى اليه را ، خدمتگزار است . نادره اينكه از اهل فضل و سواد واقع شده ؛ علم عربيّت را داراست . تلگرافخانهء مباركه : مركز شيراز ؛ پس كازرون و بوشهر و بهبهان ، از طرف ديگر آباده تا

--> ( 1 ) . ميرزا على اكبر ، شعر را خوب و نيكو مىگويد و تخلّص « ثريّا » دارد ؛ از اوست : دل خون‌ديده‌ام خونبار شد آهسته‌آهسته * چو با اغيار يارم يار شد آهسته‌آهسته نبود اوّل به بازارش خريدارى كسى جز من * در آخر مشترى بسيار شد آهسته‌آهسته ( 2 ) . مرتضى قلى خان ، خلف مرحوم فرّخ ميرزا است كه از شاهزادگان عظام شيراز بود ؛ فوتش در سنهء 1297 است .